تبليغاتX
پاتوق
شنبه 31 فروردین1387
 

راهبی در نزدیکی معبد زندگی می کرد . در خانه روبرویش , یک روسپی اقامت داشت !

 راهب که می دید مردان زیادی به آن خانه رفت و آمد دارند ,تصمیم گرفت با او صحبت کند . زن را سرزنش کرد : تو بسیار گناهکاری . روز وشب به خدا بی احترامی می کنی . چرا دست از این کار نمی کشی ؟ چرا کمی به زندگی بعد از مرگت فکر نمی کنی …؟!

 

زن به شدت از گفته های راهب شرمنده شد و از صمیم قلب به درگاه خدا دعا کرد و بخشش خواست  و همچنین از خدا خواست که راه تازه ای برای امرار معاش به او نشان بدهد.اما راه ديگري براي امرار معاش پيدا نكرد ...

 

 بعد از یک هفته گرسنگی , دوباره به روسپی گری پرداخت .اما هر بار که خود را به بیگانه ای تسلیم می کرد از درگاه خدا آمرزش می خواست ... praying

 

راهب که از بی تفاوتی زن نسبت به اندرز او خشمگین شده بود فکر کرد : از حالا تا روز مرگ این گناهکار , می شمرم که چند مرد وارد آن خانه شده اند !!!

 

و از آن روز کار دیگری نکرد جز این که زندگی آن روسپی را زیر نظر بگیرد , هر مردی که وارد خانه می شد , راهب ریگی بر ریگ های دیگر می گذاشت .مدتی گذشت ...

 

راهب دوباره روسپی را صدا زد و گفت : این کوه سنگ را می بینی ؟ هر کدام از این سنگها نماینده یکی از گناهان کبیره ای است که انجام داده ای , آن هم بعد از هشدار من . دوباره می گویم : مراقب اعمالت باش ! shame on you

 

زن به لرزه افتاد , فهمید گناهانش چقدر انباشته شده است . به خانه برگشت , اشک پشیمانی ریخت و دعا کرد : پروردگارا, کی رحمت تو مرا از این زندگی مشقت بار آزاد می کند ؟ praying

 

خداوند دعایش را پذیرفت . همان روز , فرشته ی مرگ ظاهر شد و جان او را گرفت . فرشته به دستور خدا , از خیابان عبور کرد و جان راهب را هم گرفت و با خود برد ... skull

 

روح روسپی , بی درنگ به بهشت رفت . اما شیاطین , روح راهب را به دوزخ بردند !

 

در راه , راهب دید که بر روسپی چه گذشته و شِکوه کرد : خدایا , این عدالت توست ؟ من که تمام زندگی ام را در فقر و اخلاص گذرانده ام , به دوزخ می روم و آن روسپی که فقط گناه کرده , به بهشت می رود ؟!

یکی از فرشته ها پاسخ داد : " تصمیمات خداوند همواره عادلانه است . تو فکر می کردی که عشق خدا فقط یعنی فضولی در رفتار دیگران . هنگامی که تو قلبت را سرشار از گناه فضولی می کردی , این زن روز وشب دعا می کرد . روح او , پس از گریستن , چنان سبک می شد که توانستیم او را تا بهشت بالا ببریم . اما آن ریگ ها چنان روح تو را سنگین کرده بودند که نتوانستیم تو را بالا ببریم !!! "

 

از کتاب : " پدران . فرزندان . نوه ها "  

اثر : پائولو کوئلیو 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:2 بعد از ظهر  توسط پری کوچولو  | 

یکشنبه 21 بهمن1386
-       آسان ترین راه آشنایی ، یک سلام است ، ولی گرم و صمیمی .
-       آسان ترین راه قدردانی ، یک تشکر ساده است ، ولی خالص و صمیمانه .
-       آسان ترین راه عذر خواهی ، عدم تکرار اشتباه قبلی است .
-       آسان ترین راه ابراز عشق ، به زبان آوردن آن است .
-       آسان ترین راه رسیدن به هدف ، خط مستقیم است .
-       آسان ترین راه پول در آوردن ، آن است که همواره در کارت رعایت انصاف را بکنی .
-       آسان ترین راه احترام ، اجتناب از گزافه گویی و گنده گویی است .
-       آسان ترین راه جلب محبت ، آن است که تو نیز متقابلا عشق بورزی و محبت کنی .
-       آسان ترین راه مبارزه با مشکلات ، روبرو شدن با آنهاست نه فرار .
-       آسان ترین راه رسیدن به آرامش ، آن است که سالم و بی غل و غش زندگی کنی .
-       آسان ترین دوستی ، همیشه بهترین دوستی نیست . این را به خاطر بسپار .
-       آسان ترین بحث ، بحث در باره چیزهای خوب و امیدوار کننده است .
-       آسان ترین برد ، آن است که خود را از پیش بازنده ندانی .
-       آسان ترین راه خوب زیستن ، ساده زیستن است .
-       آسان ترین راه دوری از گناه ، آن است که همیشه بدانی چیزی به نام وجدان داری .
-       آسان ترین و در عین حال با ارزش ترین عشق ، بی ریا ترین آن است .
-       آسان ترین راه بودن ، آن است که حس بودن همیشه در وجودت شعله ور باشد .
-       آسان ترین راه راحت بودن ، آن است که خودت را همانطور که هستی بپذیری و در همه حال خودت باشی .
 
و بالاخره
 
-       آسان ترین راه خوشبخت زیستن ، آن است که همان طور که برا خودت ارزش قایلی ، برای دیگران نیز ارزش قایل شوی بدون توجه به موقعیت طرف مقابل .
 
حالا کمی مکث کنید و ببینید که
به همین راحتی می توانید آسان و ساده
روزگار را به خوشی سپری کنید

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 6:47 بعد از ظهر  توسط پری کوچولو  | 

جمعه 30 آذر1386

           آموخته ام: بیش از آن كه مرا بفهمند، دیگران را درك كنم.

     آموخته ام: كه مرد بزرگ به خود سخت میگیرد و مرد كوچك به دیگران.

 

     آموخته ام: كه دانش خود را به دیگران آموزش دهم و دانش دیگران را بیاموزم بنا بر این علم خود را انفاق كرده ام و آنچه را نمی دانم آموخته ام.

 

      آموخته ام: پیش از آنكه دوستم بدارند، دوست بدارم.

 

      آموخته ام: همیشه فردی خوش بین باقی بمانم، چرا كه زندگی و موهبت های آن را دوست میدارم.

 

       آموخته ام: اگرچه از هرچیزی بهترینش را ندارم، ولی از هر چیز كه دارم بهترین استفاده را كنم.

 

       آموخته ام: لبخند ارزان ترین راهی است كه میتوان با آن نگاه را وسعت بخشید.

 

       آموخته ام: آنچه امروز در دست دارم، ممكن است آرزوی فرداهایم باشد.

 

       آموخته ام: زندگی مثل یك نقاشی است، با این تفاوت كه در آن از پاك كن خبری نیست.

 

       آموخته ام: كه هیچ روزی از امروز با ارزش تر نیست.

 

 

       آموخته ام: زیاده گویی شاید مقدمه ناشنوایی باشد.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:52 بعد از ظهر  توسط پری کوچولو  | 

دوشنبه 19 آذر1386

 

 

سنگی که طاقت ضربه های تیشه را نداشته باشد، تندیسی زیبا نمی شود.

فقط یک بار فرصت داری تا  از وجودت تندیس بسازی

پس از زخم تیشه خسته نشو.

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 5:10 بعد از ظهر  توسط پری کوچولو  | 

سه شنبه 6 آذر1386

 

بهترین  مبارزه آن است که حریف از تو قوی تر باشد.
بهترین
شوخی ان است که بدون تحقیر و تمسخر دیگران باعث شادی جمع شود.
بهترین
نگاه آن است که تمامی احساست را بدون به زبان اوردن کلمه ای به طرف مقابل انتقال دهی.
بهترین
بازی آن است که برد و باخت به اندازه نفس عمل برایت مهم نباشد.
بهترین
همسفر آن است که در طول سفر فکر کنی یک نفری در عین دو یا چند نفربودن.
بهترین
ایینه وجدان توست آگاه و بیدار باش.
بهترین
شریک آن است که اصلا وجود نداشته باشد.
بهترین
گذشت آن است که در موضع قدرت باشی و آن را انجام دهی.
بهترین
ایده ها  را همیشه احساس تو به تو هدیه میدهد نه عقل تو.
بهترین
راه حرف زدن صریح و شفاف حرف زدن است ازحاشیه بپرهیز.
بهترین
فرارآن است که از جمع غیبت کنندگان بگریزی.
بهترین
عمل آن است که بدی را به نیکی جواب دهی.
بهترین
مامن شانه های کسی است که از صمیم قلب دوستش داری.
بهترین
نعمت بدون هیچ قید و شرطی سلامتی است و دل خوش.
بهترین
راه برای بد گویانت آن است که در عمل عکس آن چه را گفته اند نشان بدهی نه با زبان.
بهترین
جست و جو کنکاش در وجود خودت است.
بهترین
قدردانی آن است که در آن افراط نباشد.
بهترین
بزرگواری آن است که هر گز از بالا به کسی نگاه نکنی مگر آن که بخواهی او را از زمین بلند کنی.
بهترین
طرز فکر آن است که به دیگران بر اساس خصوصیات شخصیتی شان امتیاز بدهی نه براساس ظاهر و ثروت شان .
و

بهترین مرگ آن است که تنها جسمت از میان رفته باشد و نه اسمت.

 

 هیچ مال و ثروتی در جهان به اندازه نام نیک جاودانه نیست. 

  پوشکین

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 4:40 بعد از ظهر  توسط پری کوچولو  | 

چهارشنبه 30 آبان1386

همه ما با نیروی کاملاً یکسانی زندگی میکنیم. با یک قانون: قانون جاذبه.

این قانون میگوید: هرچیزی را که وارد زندگیمان میشود را خودمان جذب کرده ایم.تمام چیزهایی را که در ذهنمان می گذرد را خودمان جذب میکنیم. قانون جاذبه اهمیتی نمیدهد که شما چه چیزی را میخواهید و چه چیزی را نمیخواهید. حتی وقتی به چیزی فکر میکنید یا نگاه میکنید که آن را نمیخواهید و با آن مخالفت میکنید آن را به طرف خودتان جذب میکنید. در آن موقع قانون جاذبه در حال عمل است.

هر چیزی را چه ببینید چه به خاطر آورید و چه تصور کنید ، هر چیزی که روی آن متمرکز شوید را به سوی خود جذب میکنید. و هرگاه این تمرکز همراه با احساسات شدید باشد جذب آن سریعتر خواهد بود.

مراقبت از افکار کار سختی به نظر میرسد اما احساساتمان به ما کمک میکند که بفهمیم که به چه فکر میکنیم. هرچه موقع فکر کردن احساس بهتری داشته باشید این احساس خوب باعث میشود که جهتگیری شما در زندگی بهتر باشد و در زندگی روزمره افکاری را پدید می آورید که زندگی بهتری را در آینده برایتان رقم میزند.

هر چه احساس بهتری داشته باشید چیزهای خوب را بیشتر جذب میکنید که باعث میشود بالاتر و بالاتر بروید.

به یک چیز زیبا فکر کنید. به یک موسیقی زیبا گوش کنید تا احساس خوبی پیدا کنید. وقتی نسبت به چیزی احساس عشق میکنید آن احساس اینقدر بزرگ است که میتواند برایتان خوشبختی را به ارمغان بیاورد.

چرچیل: شما جهان خود را می سازید همانطور که در آن پیش میروید.

زندگی می تواند کاملاً رؤیایی باشد و اینطور خواهد بود اگر شما از این راز استفاده کنید.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 4:35 بعد از ظهر  توسط پری کوچولو  | 

دوشنبه 7 آبان1386

به روی ما نگاه خدا خنده میزند
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم
زیرا چو زاهدان سیه كار خرقه پوش
پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم
پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به كه زیر لب
بهر فریب خلق بگویی خدا خدا
ما را چه غم كه شیخ شبی در میان جمع
بر رویمان ببست به شادی در بهشت
او میگشاید ... او كه به لطف و صفای خویش
گویی كه خاك طینت ما را ز غم سرشت
طوفان طعنه خنده ما زلب نشست
كوهیم و در میانه دریا نشسته ایم
چون سینه جای گوهر یكتای راستیست
زین رو به موج حادثه تنها نشسته ایم
ماییم ... ما كه طعنه زاهد شنیده ایم
ماییم ... ما كه جامه تقوا دریده ایم
زیرا درون جامه به جز پیكر فریب
زین راهیان راه حقیقت ندیده ایم
آن آتشی كه در دل ما شعله میكشد
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود
دیگر به ما كه سوخته ایم از شرار عشق
نام گناهكاره رسوا نداده بود
بگذار تا به طعنه بگویند مردمان
در گوش هم حكایت عشق مدام ‚ ما
هرگز نمیرد آنكه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما

فروغ فرخزاد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:59 بعد از ظهر  توسط پری کوچولو  | 

پنجشنبه 24 خرداد1386

امروز تولد داداشی جونمه داداشی تولدت مبارک

تولدت همه کسایی که امروز تولدشونه هم مبارک

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 7:26 بعد از ظهر  توسط پری کوچولو  | 

یکشنبه 2 اردیبهشت1386

گاهی روزمره گی های زندگی

عشق را در رابطه مشترک از يادها می برد

و آن زمان. همه ما نياز به نهيبی داريم

تا دوباره به روزهای عشق و دلدادگی بازگرديم

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:5 بعد از ظهر  توسط پری کوچولو  | 

چهارشنبه 22 فروردین1386

اینم یه عکس خوشکل از رنگین کمون

 که تو ۱۳بدر گرفته شدهبنفش ، نیلی ، آبی ، زرد ، سبز ، نارنجی ، قرمز

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 7:23 بعد از ظهر  توسط پری کوچولو  |